پیامدهای اظهارنظر غیرتخصصی چهره‌های مشهور: از طارمی تا فردوسی‌پور

اظهارنظر در حوزه‌هایی که فرد در آن‌ها تخصص ندارد، به‌ویژه برای افراد مشهور و صاحب تریبون، می‌تواند پیامدهای ناگواری در سطح شخصی و حرفه‌ای به همراه داشته باشد. این پدیده که نمونه‌های متعددی از آن در فضای ورزشی و هنری کشور مشاهده شده، نه تنها اعتبار اجتماعی این افراد را خدشه‌دار می‌کند، بلکه آن‌ها را در مسیری قرار می‌دهد که خروج از آن دشوار است.

**مورد مهدی طارمی؛ درس عبرتی برای چهره‌های ورزشی**

آخرین نمونه این رفتار، اظهارات مهدی طارمی، ملی‌پوش فوتبال، پس از شکست تیم ملی مقابل ازبکستان بود. طارمی که پیش از این نیز به دلیل برخی ناپختگی‌ها در آستانه ورود به حواشی قرار گرفته بود، این بار با سیاسی خواندن اشتباهات تیم ملی، تلاش کرد از زیر بار انتقادات ورزشی شانه خالی کند. این اقدام که می‌توان آن را نوعی «توجیه‌گری» نامید، نشان می‌دهد چگونه یک چهره ورزشی، به جای پذیرش مسئولیت در حوزه تخصصی خود، به عرصه‌ای پرمخاطره اما کم‌هزینه‌تر یعنی اظهارنظر سیاسی پناه می‌برد. این مکانیسم روانشناختی، که برای جبران شکست و ایجاد حس اهمیت به کار می‌رود، در نهایت بیشترین آسیب را به خود فرد وارد می‌سازد.

**سعه‌صدر نظام و هزینه اصلی برای فرد**

نظام جمهوری اسلامی ایران، برخلاف ادعاهای برخی، ظرفیت تحمل انتقادات و حتی مواضع تند را دارد. افرادی چون زیباکلام و نصیری‌ها نمونه‌هایی هستند که با وجود اتخاذ مواضعی گاه ضدنظام، همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهند. بنابراین، تحمل اظهارنظرهای چند چهره ورزشی یا هنری برای نظام دشوار نیست. اما مسئله اصلی، هزینه‌ای است که خود این افراد با ورود به حیطه غیرتخصصی می‌پردازند. آن‌ها با از دست دادن جایگاه واقعی خود، به حاشیه‌هایی کشانده می‌شوند که خروج از آن بعضاً غیرممکن است.

**سرنوشت عبرت‌آموز دیگران؛ از علی کریمی تا عادل فردوسی‌پور**

تاریخ اخیر چهره‌های ورزشی و هنری کشور پر از افرادی است که با ورود نابه‌جا به عرصه سیاست و اجتماع، مسیر سقوط را طی کرده‌اند. علی کریمی، فرخ نژاد، پرستو صالحی و مزدک میرزایی از جمله این افراد هستند که امروز حال و روزشان نیازی به توصیف ندارد. نقطه آغازین این سقوط، معمولاً «نیاز به اظهار وجود» بدون پشتوانه علمی و تخصصی لازم است. این افراد، به جای تمرکز بر حوزه تخصصی خود، به تحلیل مسائل پیچیده سیاسی-اجتماعی با نگاهی خطی و ساده‌انگارانه پرداختند و نتیجه آن، تبدیل شدن به چهره‌هایی است که مواضعشان بیش از آنکه تحلیل باشد، انعکاسی از «بغض و کینه» شخصی است.

عادل فردوسی‌پور، که روزگاری به تعادل و تحلیل‌گری شناخته می‌شد، پس از خروج از صداوسیما و تحت تأثیر فضای خاص، به سمتی حرکت کرده که اظهارنظرهایش آکنده از بغض و کینه شده است. این تغییر نشان می‌دهد چگونه یک اشتباه تحلیلی اولیه می‌تواند فرد را در چرخه‌ای از مواضع تند و افراطی قرار دهد و استعدادهای ذاتی او را تباه کند.

**ضرورت مراقبت از سرمایه‌های اجتماعی**

چهره‌های مشهور و صاحب تریبون باید بدانند که بزرگی با درست و سنجیده سخن گفتن به دست می‌آید، نه با ورود به هر عرصه‌ای. برای حفظ اعتبار و دوری از حواشی، لازم است دانش و تخصص را به دست آورند. حوزه‌های سیاسی و اجتماعی پیچیده و چندبعدی هستند و نمی‌توان آن‌ها را با تحلیل‌های ساده‌انگارانه تفسیر کرد. اظهارنظر غیرتخصصی، در کوتاه‌مدت ممکن است توجهاتی جلب کند، اما در بلندمدت، بیشترین آسیب را به خود فرد وارد می‌سازد و او را از مسیر موفقیت و اعتبار واقعی دور می‌کند. هوشمندی و پایبندی به حوزه تخصصی، نه تنها یک وظیفه حرفه‌ای، بلکه ضرورتی برای حفظ سرمایه‌های اجتماعی و پیشگیری از تباهی استعدادهاست.

منبع: farsna