تحلیل «باستان‌گرایی تقلبی» در میدان انقلاب: تناقضات فرهنگی و سیاسی

سید عبدالجواد موسوی در یادداشتی در خبرآنلاین، رویکرد موسوم به «باستان‌گرایی تقلبی» را مورد نقد قرار داده و آن را با رویدادهای اخیر در میدان انقلاب مرتبط دانسته است. وی با اشاره به سخنان محمدرضا پهلوی در مقبره کورش، تناقض میان این نوع باستان‌گرایی و رویکردهای فرهنگی و سیاسی کنونی را برجسته می‌کند. موسوی معتقد است که پیوند ارگانیک میان اجزای یک مفهوم اصیل ضروری است و استفاده از عناصری چون صندلی‌های پلاستیکی، رقص نور و موسیقی نامتناسب در کنار ادعای احیای عظمت گذشته، نشان‌دهنده تقلبی بودن این رویکرد است. وی همچنین پخش آش نذری و چای صلواتی را با ادعای ارج نهادن به کورش و داریوش، مضحک دانسته و آن را با رویکردهای هیئتی مقایسه می‌کند. نویسنده یادداشت، میدان انقلاب را دارای هویت و تاریخچه مشخصی می‌داند و هرگونه تغییر بزرگ در آن را نیازمند تحولات عمیق‌تر از توان افراد فعلی می‌داند. موسوی با طرح این پرسش که اگر غایت جمهوری اسلامی وحدت امت اسلامی و آزادسازی قدس است، پس چرا به باستان ایران فخر فروخته می‌شود و بالعکس، جداسازی اسطوره‌های دینی و ملی را پس از انقلاب و توسط «نوابغی» چون زاکانی دانسته و آن را در راستای «کفاره شراب‌خوری‌های بی‌حساب» در میدان انقلاب تلقی می‌کند. وی تأکید می‌کند که انسجام ملی و ایجاد وحدت، امری نیست که به هر کسی بیاید و نمی‌توان با کوبیدن بر طبل تفرقه، دم از مهر و دوستی با مردم زد. نویسنده، روحانی بی‌ادعایی را که به هم‌وطن اهل سنت خود در نماز توجه می‌کند، نمونه‌ای از انسجام ملی واقعی دانسته و خودارزش‌پنداران کنونی را که دکان ارادت به علی‌ابن‌ابی‌طالب باز کرده‌اند، مورد انتقاد قرار می‌دهد. در بخش پایانی، موسوی به انتقال مجسمه میدان انقلاب اشاره کرده و با وجود هزینه‌های صرف شده، پرسش اصلی خود را درباره چرایی وقوع چنین «مضحکه‌ای» و فقدان نظارت مطرح می‌کند. وی همچنین از سکوت تلویزیون مدعی انقلابی‌گری، نمایندگان مجلس و معترضان حرفه‌ای در قبال این رویداد انتقاد کرده و خواستار روشن شدن وضعیت شهر می‌شود.

این یادداشت به بررسی عمیق شکاف میان گفتمان رسمی و واقعیت‌های فرهنگی و اجتماعی در ایران می‌پردازد و بر لزوم صداقت و انسجام در رویکردهای ملی تأکید دارد.

منبع: khabaronline_ir